عشق من
اگر روزی بافت های تنم را پاره پاره کنند و بند بند وجودم را از هم بپاشند و از بافت های تنم طنابی بسازند و با آن طناب دارم بزنند و وجودم را بر روی خارهای بیابان بکشند و تمام تنم را تکه تکه کنند و هر تکه از تنم را به منقار کلاغی بدهند و کلاغ را به دریا بیندازند٬ باز هم فریاد می زنم که یک نفر را دوست دارم و آن هم بهراد است ...
اگر روزی بافت های تنم را پاره پاره کنند
و بند بند وجودم را از هم بپاشند
و از بافت های تنم طنابی بسازند و با آن طناب دارم بزنند
و وجودم را بر روی خارهای بیابان بکشند
و تمام تنم را تکه تکه کنند و هر تکه از تنم را به منقار کلاغی بدهند
و کلاغ را به دریا بیندازند٬
باز هم فریاد می زنم که یک نفر را دوست دارم
و آن هم بهراد است ...
نوشته شده توسط helina در Sat 17 May 2008 ساعت 1:24 PM | لینک ثابت |