عشق من
مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .
مهربانم !
نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد
و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و
بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو
بودم و حال از تو فرمان می گیرم .
نوشته شده توسط helina در Thu 24 Apr 2008 ساعت 4:57 PM | لینک ثابت |