تبليغاتX
عشق من

عشق من

گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره.

نکنه لگد شه ساقت زیر پای هرغریبه ساده دل نباش گل من که دنیا پراز فریبه نکنه یه وقت شکستی آخ داره اشکام می ریزه نمی دونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه.

  گل من اگه پژمرده باشی گلدونت برات میمیره

دوست دارم هلینا 

نوشته شده توسط behrad در Tue 17 Jun 2008 ساعت 2:13 PM | لینک ثابت |

عشق تو برام عزیزه، داشتن تو آرزومِ، رو به آیینه نشستم تصویر تو روبرومِ، زخمی تنم می دونم، آره سرنوشتمونه، بی تو سر کنم چه جوری، چرا هیچ کس نمیدونه، وقتی سرنوشت همینه، چاره نیست خودم میدونم، این دونستنا چه فایده، آخه بی تو نمیتونم.

همه این حرفا بهانست بی تو سر کنم چه جوری، بی تو همنشین زیاده.

اشک و دلتنگـــی، صبوری.

نگو می ری گل زیبای بهارم، توی دنیا غیر تو یاری ندارم، خورشید از مشرق چشمای تو بیرون می زنه، صبح فردای چشای تو فقط مال منه، حرف رفتنت مثل شب آخه تاریک برام، این منم که توی تاریکیه شب جون می کنه.

می دونم سفر تو راهِ، عمر این سفر کوتاهِ، برو زود می یام عزیزم عمرمو به پات میریزم.

فقط تورو دوست دارم هلینا

تا آخرش 

نوشته شده توسط behrad در Sun 8 Jun 2008 ساعت 10:54 PM | لینک ثابت |

وقتی کسی زو دوست داری حاضری جون فداش کنی، حاضری دنیارو بدی فقط یه بار نگاش کنی، به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی، رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی، وقتی کسی تو قلبت حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقت عاشقی رو بلد باشه، قید تموم دنیارو به خاطز اون می زنی، خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی، حاضری بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی، حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو، حاضری هرچی دوست نداشت به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی، حاضری حرف قانون و ساده بزاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات، وقتی بشینی به دلت از همه دنیا می گذری تولد دوبارت اسمشو وقتی می بری، حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره، حتی یه زره گرد و خاک تو معبد چشاش نره، حاضری مسخرت کنن تموم آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر، حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی، حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی، رو دست مجنون بزنی با غصه ها هم خونه شی، حاضری مردم همشون تورو با دست نشون بدن دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن، حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنن کارتو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنن حاضری بگذری از شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی بخواد بشینه روبروت، وقتی کسی تو قلبت یه چیز قیمتی داری، دیگه به چشمت نمی یاد اگه که ثروتی داری، حاضری هرچی بشنوی حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورت و بشکنی و باز خودتو رسوا کنی، حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی اما بازم بگیری دستت به تفنگ، حاضری هر چی گل داری دونه به دونه بشکونی بسوزی از تب نگاش اسمشو وفتی می یاری، حاضری هرکی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هرچی می گن چیزی نگی گوش بکنی، حاضری هرچی که داری بیان و از تو بگیرن پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن، حاضری بگذری از مقررات دین و درس، وقتی کسی رو دوست داری معنی نمی ده دیگه ترس، وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی ثروتی نزار که از دستت بره این گنج خیلی قیمتی.

هلینا دوست دارم  

نوشته شده توسط behrad در Mon 26 May 2008 ساعت 11:48 PM | لینک ثابت |

بهش گفتم اگه گفتی دوستت دارم چند حرفه ؟داشت با انگشتاش مشمرد تا بگه چند حرفه، بهش گفتم بیخودی نشمر ، دوستت دارم حرف نیست زندگیه ، زندگیم دوحرفه : تـــو

نوشته شده توسط behrad در Wed 21 May 2008 ساعت 9:34 PM | لینک ثابت |

بدون که تو هق هق من، جز غم دوری حرفی نیست، بدون دلیل گریه هام جز بی تو بودن چیزی نیست، برای من که عاشقم عشق همیشگی تویی، اون که کنارش دلخوشم فقط تویی تویی تویی، اون که کنارش دلخوشم فقط تویی تویی تویی.

فقط تویی هلینا

نوشته شده توسط behrad در Tue 6 May 2008 ساعت 6:39 PM | لینک ثابت |

بده دستاتو به من، تا باورم شه پیشمی، می دونم خوب می دونی، تو تار و پود و ریشمی، تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من، چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن، تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم، ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم، نمی دونم چی بگم که باورت شه جونمی، توی این کابوس درد رویای مهربونمی.

می دونی با تو، پرم از شعر و ستاره.

می دونی بی تو، لحظه حرمتی نداره.

می دونی در تو، این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره.

وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ می شه باز، عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز، به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر می شم، نمی دونم چی می شه بد جوری گوشه گیر می شم، ممنونم که بچه بازی هامو طاقت می کنی، هرچقدر بد می شم اما، تو نجابت می کنی هر کجای دنیا باشم با منی و در منی، نگران حال و روزم، بیشتر از خود منی.

می دونی با تو، پرم از شعر و ستاره.

می دونی بی تو، لحظه حرمتی نداره.

می دونی در تو، این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره.

نوشته شده توسط behrad در Fri 25 Apr 2008 ساعت 2:11 PM | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات
<